حمید مصدق/حسین پناهی/مریم حیدرزاده
 
سه هنرمند دوست داشتنی



شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
نوشته شده در تاریخ 1390,08,14 توسط: یانگوم
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
 صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
 می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
 هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
 بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
 نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
 خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
 بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
 خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
 وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
 کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
 خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
 چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
 خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
 خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
 خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
 که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
 خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
 تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره

ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره




نوشته شده در تاریخ 1387,10,14 توسط: یانگوم

هر چند
شب با تمام توش و توان و طلابتش
 بر سرزمین تب زده آویخت
 دیدم
 سیماب صبحگاهی
 از سر بلندترین کوهها
 فرو می ریخت
گفتم
 امید من
برخیز وخواب را
 برخیز و باز روشنی آفتاب را



نوشته شده در تاریخ 1387,10,14 توسط: یانگوم

ای کاش انفجار
 فرجام اگرچه تلخ
ما مومنان ساحت نومیدی
 نومید و بی شهامت
 حتی شهامتی نه
 که نوشیم شوکران
در برزخ زمین
آونگ لحظه های زمانیم
 اینجا کهمرز مرز گزینش بود
 ایا کسی فرمان انهدام مرا می خواند ؟
فریاد می زنم نه صدایی
بر من نه پاسخی نه پیامی
تردید بود و من
 این تلخوش شرنگ شماتت را
 قطره قطره
 باری به جام کردم و نوشیدم
 دیدم که می جوند
 دیوار اعتماد مرا موریانه ها
اینک من آن عمارت از پای بست ویرانم
 ایا دوباره بازنخواهی گشت ؟
 نمی دانم





نوشته شده در تاریخ 1387,10,14 توسط: یانگوم

دیدم صدای هلهله هایی که آشنا
 می خواندم به جاده پیکار زندگی
 گفتم نفیر نی لبک من
آواز مردم است
گفتم که واژههای تراویده از وجود
 دمساز مردم است
 اما
 این گوژپشت رنج کشیده
یعنی من
 این ز خویش بریده
آ?ا ز نو ترانه از یاد رفته را
آغاز می کند ؟
این مرغ پر شکسته به کنج قفس اسیر
 ایا دوباره از قفس سرد عمر سوز
پرواز می کند؟




نوشته شده در تاریخ 1387,10,14 توسط: یانگوم

 ای تشنه کام پیوسته در تلاش چه هستی ؟ نام
دیگر زمین محبت خود را
 از نسل ما سلاله پکان گرفته است
 مردی که رستگاری خود را
 با روزه های صمت
 در طول سالیان به ریاضت
 می ساخت
 با من یک پیاله می
 هفتاد سال طاعت خود را باخت
وقتی که سخت سخره گرفتند پکبازان را
من مثل برکشیده حصاری
 بر پای ایستادم و خواندم
سادهترین ترانه پکی را
امشب امید رفته ز دستم
با من به یک پیاله محبت کن
من
 از نسل از سلاله پکانم
من عاشق قدیمی ایرانم



.: Weblog Themes By Pichak :.


   1      2      3      4      5      6      7      8    >>

 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک


تبادل لینک