سلام , خداحافظ : بهار 1384-قسمت ششم - روشنگری در سخنان ناب بزرگان
X
تبلیغات
رایتل

سلام , خداحافظ : بهار 1384-قسمت ششم

نازی مرد

 

نازی
نازی مرد

آن همه دویدن و سراب

این همه درخشش و سیاه
تا کجا من اومدم
چطوری برگردم ؟
چه درازه سایه ام
چه کبود پاهام
من کجا خوابم برد ؟
یه چیزی دستم بود! کجا از دستم رفت ؟
من می خواهم برگردم به کودکی
قول می دهم که از خونه پامو بیرون نذارم
سایه مو دنبال نکنم
تلخ تلخم,
مثل یک خارک سبز
سردمه و می دونم هیچ زمانی دیگه خرما نمی شم
چه غریبم روی این خوشه سرخ
من می خوام برگردم به کودکی!!
نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !!
کفش برگشت برامون کوچیکه
پابرهنه نمی شه برگردم ؟
پل برگشت توان وزن ما را نداره! برگشتن ممکن نیست
برای گذشتن از ناممکن , کی یو باید ببینیم؟!!
رویا رو , رویا رو , رویا رو , رویا رو
رویا را کجا زیارت بکنم ؟
در عالم خواب
خواب به چشمام نمی آد!
بشمار , تا سی بشمار ... یک و دو
یک و دو
سه و چهار

پنج و شش

هفت و هشت

نه و ده ...

 

سیمرغ اثر  ارد بزرگ orod bozorg

نظرات (2)
از اینکه به فکر چهره های ماندگار در کشور ما هستید ممنونم...
امیدوارم در صدا و سیما به اینگونه افراد بها داده شود نه فیلم های کره ای.
امتیاز: 0 0
1387,10,26 ساعت 09:16 ب.ظ
خیلی با حال بود ممنون
امتیاز: 0 0
1388,01,18 ساعت 02:05 ق.ظ
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد